عبدالله مستوفى
297
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
بودند ، براى نان و پيازش بود . اگر بخت مدد ميكرد و رؤسا بكارگزاريهاى درجهء اول مانند آذربايجان و خراسان و فارس و كرمان و سايرين به همين سمت بولايات درجهء دوم مأمور ميشدند ، نانشان بروغن ميافتاد . گذشته از اينها كه مشغول كار بودند ، وزارت خارجه عدهء ديگرى هم اعضاء داشت كه سابقا كارى داشته يا نداشته ، درهرحال فعلا مدتى بود بيكار و در حقيقت منتظر خدمت بودند . جا سنگين « 1 » هاى آنها اكثر موى دماغ وزير و درجه دوم و سوم آنها حاشيهء مجلس معاون و مدير كل بودند و بعضى از آنها هم نزد رؤساى ادارات تخمه بو ميدادند . ميان رؤساى ادارات ، رئيس كابينه كه در اين هشت نه سال اخير هميشه پسر وزير و كارگزينى وزارتخانه را هم در ادارهء خود داشت ، بيشتر از ساير رؤسا طرف توجه اين دسته بود . معهذا بعضى از اين منتظر خدمتها بودند كه حاجتى برفتوآمد زياد و نشستن حاشيهء مجلس وزير و رؤسا نداشته ، بوسائل ديگر ، خود را نزد وزير يادآور ميشدند و اگر وزير اهل دم جا نبود ، اشخاصى را كه در مزاج او متنفذ باشند يافته ، بدون اينكه خود را از حيثيت بيندازند ، كار براى خود پيدا ميكردند . حاجت بذكر نيست كه اين دسته ، هميشه مبغوض و محسود منتظرين خدمت دائمى بودند . اينكه مينويسم « دائمى » نه از راه اغراق بلكه عين حقيقت است . زيرا وزارت خارجه عدهء زيادى منتظر خدمت داشت كه لا محاله ده بيست سال ، يا شايد در تمام عمر ، جزو اعضاى وزارت خارجه ، ولى هميشه بيكار بودند . ورود هريك از آنها بوزارت خارجه تاريخچهايهم داشت كه خودشان با آبوتاب تمام نقل ميكردند . مثلا يكى پسر وزير اسبق بوده و دورهء وزارت پدر را ببطالت گذرانده و حالا پيرمردى است كه حقا بايد به همان حقوق ديوانى اكتفا كند و احترام و حيثيت خود را دست خود نگاه دارد . ولى آقا سرپيرى بفكر جاهومقام افتاده است و ميخواهد تلافى لاقيدى دورهء وزارت پدر را ، در اين سنوسال ، بمواظبت در رفتوآمد وزارتخانه بيرون بياورد . ديگرى كه مثلا ميرزا حسين خان مشير الدوله ، براى پارهاى از تجملات ادارى خود ، او را بعضويت وزارتخانه دعوت كرده و نتوانسته بود از او چيز دردبخور بسازد ، جزو اعضاى وزارت خارجه شده است و منظما بوزارتخانه ميآيد . سومى از فرنكرفتههاى سى چهل سال قبل است ، خودش مدعى است مهندس است ، ولى نه در صحبت و نه در عمل ، هيچ چيزى كه اين ادعاى او را نشانه و علامتى باشد ، ظاهر نميكند . چرا عضو وزارت خارجه شده است ؟ به جهت اينكه چند صباحى عمر خود را ببطالت در خارجه گذرانده و در مدت اين بيست سى سال عضويت وزارت خارجه ، نه هيچوقت كار مركزى داشته و نه بمأموريتى ولو كارگزارى ساوجبلاغ مكرى باشد رفته معهذا يكى از منتظرين خدمت وزارتخانه است و هر روز در حاشيهء مجلس وزير جگرك بتنور ميچسباند و با چند كلمه فرانسهاى كه شكسته بسته ميداند ، در معقولات تصرف كرده و در مجالس دم از دانشمندى مىزند و با كمال بىادبى خود را آداب - دان وانمود مىكند .
--> ( 1 ) - جا سنگين لغت مركب و بمعنى عاليمقام و در نزد طبقات پائين بيشتر مصطلح است .